برچسبها:
برچسبها:
حبل الله المتین
مرحوم محدث نوری اعلی اللّه مقامه الشریف در کتاب دار السلام نقل فرمود،که یکسری از مردم صالح نجف اشرف خواب دیدند که یکی از آن صالحان نقل کرد که در خواب دیدم هر قبری که در نجف اشرف است و اشخاص مؤمن در آن دفن هستند یکی یک ریسمان از هر قبری متصل به ضریح آقا علی علیه السلام و به بقعه شریف و مبارک حضرت حبل اللّه المتین امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه است.
برچسبها:
ادامه مطلب
اقرار جمجمه انوشیروان به ولایت امیرالمومنین علیه السلام
به امام علی علیهالسلام خبر رسید معاویه تصمیم دارد با لشکر مجهز به سرزمینهای اسلامی حمله کند.
علی علیهالسلام برای سرکوبی دشمنان از کوفه بیرون آمد و با سپاه مجهز به سوی صفین حرکت کردند. در سر راه به شهر مدائن (پایتخت پادشاهان ساسانی) رسیدند و وارد کاخ کسری شدند.حضرت پس از ادای نماز با گروهی از یارانش مشغول گشتن ویرانههای کاخ انوشیروان شدند و به هر قسمت کاخ که میرسیدند کارهایی را که در آنجا انجام شده بود به یارانش توضیح میدادند به طوری که باعث تعجب اصحاب میشد و عاقبت یکی از آنان گفت:یا امیرالمؤمنین! آنچنان وضع کاخ را توضیح میدهید گویا شما مدتها اینجا زندگی کردهاید!
برچسبها:
ادامه مطلب
به گزارش مشرق، حجةالاسلام آقاتهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید: یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی
جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود.
سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟ گفت: به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم. پیشنهاد مطالعه چند کتابرا دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم.
باز چند کتاب دیگر هم به او دادمو گفتم: اینها را هم مطالعه کنید.این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است. یک روزهمین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الان شهادتین را برایمنخوانید، داخل شهر می روم، داد میزنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم. شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (علیه السلام) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم....................................................
برچسبها:
ادامه مطلب
سؤال:
در حال حاضر مشکل بسیاری از جوانان، مشکلات جنسی است مخصوصا در جوانان 18 سال به بالا وبعضا متاسفانه امکان ازدواج برای آنان فراهم نیست، راه حل آن چیست؟
جواب:
برای کسی که به بلوغ جنسی رسیده و امکان ازدواج نداشته باشد چند راه کار وجود داردکه خودرا در فضای گناه قرار ندهد.
برچسبها:
ادامه مطلب
برچسبها:
آيا خانه هاي مدينه دَرِ ورودي داشت؟
منازل مسكوني مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمانها و منازل مسكوني دوران ما نبوده است كه علاوه بر ديوارهاي نسبتا بلند داراي بخش ورودي با درهاي محكم وقفلهاي متنوع باشد، بلكه براي پوشاندن ومحفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار ، تنها از پرده ، حصير و ... استفاده مي کردند . در روايتي علي رضي الله عنه تصريح ميكند كه خانههاي ما اهل بيت در نداشته است . وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ ؛ خانههاي ما اهل بيت ، نه سقف دارد و نه در . اين روايت را بسياري از كتابهاي شيعه نقل كردهاند از جمله :
الخصال ، شيخ الصدوق ، ص 364 _ 382 و شرح الأخبار ، قاضي النعمان المغربي ، ج 1 ص 345 – 362 و الاختصاص ، شيخ المفيد ، ص 163 180 و بحار الأنوار ، علامة المجلسي ، ج 38 ص 167 و 186 و ... .
بنابراين، چگونه ممكن است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها بين در و ديوار قرار گرفته باشد ؟ و يا چگونه ممكن است كه اين در آتش گرفته باشد ؟
پاسخ :
يكي از شبهه هايي كه اخيراً برخي از وهابيها آن را با مانور فراوان و سر وصداي زياد مطرح كرده اند همين شبهه است، كه با بر رسي روايات موجود در كتابهاي شيعه و سني اين نتيجه بدست مي آيد، كه در زمان رسول خدا (ص) خانههاي مدينه داراي درهاي چوبي از نوع عرعر(درخت سرو) بوده است ..............
برچسبها:
ادامه مطلب
- همسران رسول خدا(ص) وباز كردن دَر براي نامحرم:
نگاهي به روش پيامبر اكرم(ص) در موضوع مورد بحث، بهترين دليل بر محكوميت شبهه انگيزان است، چرا كه موارد مختلفي در كتب شيعه و اهل سنت وجود دارد كه رسول خدا(ص) به همسرانش اجازه مي داد تا درب خانه را به روي ديگران ( نا محرمان ) باز كنند.
الف) امّ سلمه وباز كردن دَرِ خانه براي علي(ع) :
أنبأنا أبو بكر محمد بن عبيد الله بن نصر بن الزاغوني أنا أبو الحسن بن الحسين بن علي بن أيوب أنا أبو علي الحسن بن أحمد بن إبراهيم بن شاذان أنا أبو بكر أحمد بن كامل بن خلف بن شجرة نا القاسم بن العباس المعسري ( 3 ) زكريا بن يحيى الحرار ( 4 ) المقرئ نا إسماعيل بن عباد نا شريك عن منصور عن إبراهيم عن علقمة عن عبد الله قال خرج رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) من بيت زينب بنت جحش وأتى بيت أم سلمة فكان يومها من رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) فلم يلبث أن جاء علي فدق الباب دقا خفيفا فانتبه النبي ( صلى الله عليه وسلم ) للدق وأنكرته أم سلمة فقال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) قومي فافتحي له
رسول خدا (ص) از خانه زينب دختر جحش بيرون آمد ووارد خانه امّ السلمه شد، چون آن روز نوبت آمدن آن حضرت به خانه وي بود، مدتي نگذشته بود كه علي آهسته دقّ الباب كرد، رسول خدا(ص) بيدار شد، امّ السلمه جواب نداد، پيامبر فرمود: بلند شو ودر را باز كن...
تاريخ مدينة دمشق ج 42 ، ص 470 و 471 .
ب) عائشه؟؟(خدیجه) وباز كردن دَرِ خانه براي عمر:
عن ابن عمر أنه قال اجتمعت قريش فقالوا من يدخل على هذا الصابئ فيرده عما هو عليه فيقتله فقال عمر بن الخطاب أنا فأتي العين رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) فقال يا رسول الله إن عمر بن الخطاب يأتيك فكن منه على حذر فلما أن صلى رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) صلاة المغرب قرع عمر بن الخطاب الباب وقال افتحي يا خديجة فلما أن دنت قالت من هذا قال عمر قالت يا نبي الله هذا عمر فقال من عنده من المهاجرين وهم تسعة صيام وخديجة عاشرتهم ألا تشتفي يا رسول الله فنضرب عنقه قال لا ثم قال اللهم أعز الدين بعمر بن الخطاب فلما دخل قال ما تقول يا محمد قال:…
قريش جمع شده ومشورت مي كردند تا شخصي را براي كشتن پيامبر تعيين وتحريك كنند، گفتند: چه كسي نزد اين خارج شده از دين (رسول خدا(ص)) مي رود تا او را به قتل برساند. عمر گفت: من.
جاسوس به پيامبر خبر داد وگفت: اي رسول خدا(ص) عمر بن خطاب نزد شما مي آيد، مواظب وي باش، رسول خدا(ص) نماز مغرب را خوانده بود كه عمر پشت دَر آمد و گفت: دَر را باز كن اي خديجه. گفت: چه كسي هستي؟ گفت: عمر. نُه نفر از مهاجران روزه دار وعائشه خدمت پيغمبر بودند، گفتند: اجازه مي دهي تا گردنش را بزنيم؟ فرمود: نه، سپس فرمود: خدايا دين را بوسيله عمر عزَت به بخش!! وقتي كه عمر داخل شد، گفت: تو چه مي گوئي اي محمَد؟...
بر اساس اين نقل، خديجه پشت دَر بود وهمو است كه آن را باز مي كند وسخني از رفتن شخصي ديگر ديده نمي شود.
تاريخ مدينة دمشق ج 44 ، ص 35 ؛ جامع الأحاديث ـ سيوطي ـ جزء 36 ، ص 345 ، ح 39496.
ج) عائشه به دستور رسول خدا (ص) دَر را براي علي (ع) باز كرد:
وعن جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن أبيه عن آبائه عن علي عليه السلام قال : كنت أنا ورسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد بعد أن صلى الفجر ، ثم نهض ونهضت معه ، وكان رسول الله صلى الله عليه وآله إذا أراد أن يتجه إلى موضع أعلمني بذلك ، وكان إذا أبطأ في ذلك الموضع صرت إليه لأعرف خبره ، لأنه لا يتصابر قلبي على فراقه ساعة واحدة فقال لي : أنا متجه إلى بيت عائشة ، فمضى صلى الله عليه وآله ومضيت إلى بيت فاطمة الزهراء عليها السلام فلم أزل مع الحسن والحسين فأنا وهي مسروران بهما ، ثم إني نهضت وسرت إلى باب عائشة ، فطرقت الباب فقالت : من هذا ؟ فقلت لها : أنا علي فقالت : إن النبي راقد ، فانصرفت ، ثم قلت : النبي راقد وعائشة في الدار ، فرجعت وطرقت الباب فقالت لي عائشة : من هذا ؟ فقلت لها : أنا علي فقالت : إن النبي صلى الله عليه وآله على حاجة فانثنيتمستحييا من دق الباب ، ووجدت في صدري ما لا أستطيع عليه صبرا ، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنيفا ، فقالت لي عائشة : من هذا ؟ فقلت : أنا علي فسمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول : يا عائشة افتحي له الباب ، ففتحت ودخلت ....
نماز صبح را با رسول خدا(ص) خواندم، با آن حضرت از مسجد بيرون آمدم، اگر جايي مي رفت به من خبر مي داد ووقتي دير بر مي گشت سراغ وي مي رفتم تا مطلع شوم، چون دوري او را نمي توانستم تحمل نمايم، فرمود: به خانه عائشه مي روم، من نيز نزد فاطمه رفتم ودر كنار حسن وحسين همه خوشحال بوديم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: كي هستي؟گفتم: علي، گفت: پيامبر استراحت مي كند، بر گشتم ودو مرتبه رفتم و دَر را كوبيدم، گفت: كيستي؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر را كاري است، دلم تاقت نياورد، براي دفعه سوّم دقّ الباب كردم، عائشه گفت: كيستي؟ گفتم: علي، صداي رسول خدا را شنيدم، فرمود: اي عائشه دَر را باز كن، عائشه دَر را باز كرد و من وارد شدم...
الإحتجاج ـ طبرسي ـ ج1 ، ص 292 و 293 ،ترجمه جابر بن عبدالله الأنصاري ؛ مدينة المعاجز ج1 ، ص 388 تا 392 ، باب السادس والأربعون ومائة الطير الذي أهدي إلى رسول الله ، صلى الله عليه وآله ، أطيب طير من الجنة وأكل معه ، عليه السلام – ، ح 256 ؛ بحار الأنوار ج 38 ، ص 348 .
آنچه گذشت سه روايت بود به عنوان نمونه كه در آنها رسول خدا(ص) با توجه به اين كه خود حضرتش در خانه حضور داشت اجازه مي دهد تا همسرانش دَر را براي افراد نا محرم باز كنند، واين نشان مي دهد كه اين عمل با رعايت وظايف شرعي منعي نخواهد داشت.
برچسبها:
جسارت وقيحانه ابن تيمية نسبت به حضرت زهرا (س)
أو ليس الله قد ذم المنافقين الذين قال فيهم (ومنهم من يلمزك في الصدقات فإن أعطوا منها رضوا وإن لم يعطوا منها إذا هم يسخطون) ... فذكر الله قوما رضوا إن اعطوا وغضبوا إن لم يعطوا فذمهم بذلك فمن مدح فاطمة بما فيه شبه من هؤلاء ألا يكون قادحا فيها. منهاج السنة ج 4 ص 245.
پاسخ كوبنده اهل سنت بر سخن ابن تيمية
وقال محمد زكي الدين إبراهيم ، من علماء الأزهر: لابن تيمية بصفة خاصة تحامل بغيض كريه على الإمام عليّ رضي الله عنه ، وعلى السيدة فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه (وآله) وسلم حتى إنه وصمها بالنفاق – عياذاً بالله – ومع أن لابن تيمية انحرافات شتى ، فلعل من أوقحـها هذا الانحراف اللئيم ... » . كلمة الرائد ، محمد زكي ابراهيم ، ج 2 ص 546 .
حسن سقّاف: ابن تيميّة يحتجّ كثير من الناس بكلامه ، ويسمّيه بعضهم «شيخ الاسلام» ، وهو ناصبيّ، عدوّ لعليّ (عليه السلام)، واتّهم فاطمة (عليها السلام) بأنّ فيها شعبة من النفاق.
التنبيه والردّ ، ص 7 .
برچسبها: